نگاهش میکنم شاید بخواند
از نگاه من که اورا دوست میدارم
ولی افسوس او هرگز نگاهم را نمیخواهد
به برگ گل نوشتم من که اورا دوست میدارم
ولی افسوس او گل را به زلف کودکی آویخت تا اورا بخنداند
[ پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1392 ] [ 23:20 ] [ نیک بخت ]
[ ]
آهنگ باران
|
نگاهش میکنم شاید بخواند از نگاه من که اورا دوست میدارم ولی افسوس او هرگز نگاهم را نمیخواهد به برگ گل نوشتم من که اورا دوست میدارم ولی افسوس او گل را به زلف کودکی آویخت تا اورا بخنداند
[ پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1392 ] [ 23:20 ] [ نیک بخت ] [ ] نیستی ببینی بعد رفتنت پشت این عینک آفتابی هوا بد جوری بارونیه … [ پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1392 ] [ 17:50 ] [ نیک بخت ] [ ] از روزهای رفته نگو [ پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1392 ] [ 17:48 ] [ نیک بخت ] [ ] رفتی و ندیدی که چه محشر کردم [ پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1392 ] [ 17:46 ] [ نیک بخت ] [ ] روزی ازم پرسیدی بزرگترین آرزوت چیست ؟ [ پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1392 ] [ 17:45 ] [ نیک بخت ] [ ] ی کاش . . . [ پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1392 ] [ 17:42 ] [ نیک بخت ] [ ] من زبان برگ ها را می دانم … [ پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1392 ] [ 17:40 ] [ نیک بخت ] [ ] فقط رفت بدون کلامی که بوی اشک دهد … [ پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1392 ] [ 17:39 ] [ نیک بخت ] [ ] پیداست هنوز شقایق نشدی [ چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1392 ] [ 18:50 ] [ نیک بخت ] [ ] جدایی درد بی درمان عشق است [ چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1392 ] [ 18:49 ] [ نیک بخت ] [ ]
|
|
|
[ طراح قالب: آوازک | Theme By Avazak.ir | rss ] |